Cafe Online Cafe Gap Cafe News Cafe Prize Cafe Contact
وب سایت رسمی رسول ملاقلی پور
 
محمد رضا هدايتی | بازيگر
قسمت دوم گپ محمدرضا هدایت...
 
محمد رضا هدايتی | بازيگر
بابا ها و پسر ها ...! گپی...
 
محمد رضا هدايتی | بازيگر
گپی با سیامک انصاری ... ا...
 
محمد رضا هدايتی | بازيگر
طنز ، شوخی کلامی ، فوتبال...
 
محمد رضا هدايتی | بازيگر
صدای بلند موسیقی کلاسیک د...
www.MohsenPix.com
 

محسن پيکس وب سايت يک عکاس هست ... www.mohsenpix.com

 
 
محمد رضا هدايتی | بازيگر
وب سايت محمد رضا هدايتی
 
محسن کرباسيان عکاس آماتور ...
سايت يک عکاس آماتور
 
عليرضا امينی گارکردان و نويسنده
وب سايت عليرضا امينی
 
رسول ملاقلی پور ,کارگردان و نويسنده
وب سايت رسول ملاقلی پور
 
حميد مهين دوست , طراح گريم و بازيگر
وب سايت حميد مهين دوست
www.mehranmodiri.com
 
:: از سایت مهران مدیری به آدرس www.meh
سایت ما هدایایی کامپیوتری برای شما تدارک دیده ... امیدواریم که این هدایا را از ما قبول کنید و یه مقدار هم وقت دیدن این یادگاری ها به یاد ما باشید .
 
Powered by 4PointsOnline.com برو به صفحه اول  
اصولا انسان به کافه میره برای گپ زدن ، یک سری از دوستان به کافه پارس میان و با هم شروع به گپ زدن میکنیم و این گپ ها چون حرفایی داره که فکر میکنیم میتونه جالب باشه برای بقیه هم میزاریم که بخونن ... خیلی از گپ ها رو هم فکر میکنیم جالب نیست نمیزاریم روی سایت ... والا ...
 
فرمان فتحعلیان.
 
 
واقعاً می‌خواستم پيت بنزين رو بردارم برم اونجا بگم يا مجوزم مي‌دين يا اينکه خودم و يا شما رو آتيش می‌زنم. شادی به من گفت آخه يعنی چی مردحسابی و کلی حرف زد،و نشوند منو. آخه همه مجوزشون رو می‌گيرن اون وقت من ...! يه رندی تو اين کشاکش مجوز راه عشق به من گفت فکر نکن چون از مولا می‌خونی بايد راحت‌تر بهت مجوز بدن، ... !
 
 
: رفتن من به هند صددرصد هست اما به تاًخير افتاده. استوديويي در بمبئي هست که دوتا آلبومی رو در اونجا ضبط کردم. از نوازندهای خيلی خوبی هم استفاده کرده بودم و آشنا هستن. اما بسياری روی سايت قبلی‌ام پيغام‌هايي گذاشتن و باعث شدن دوباره به خودم مهلت بدم. منم در اين دو کنسرت آخرم در واقع خواستم بسنجم.خداروشکر استقبال خوب بود. قصد دارم برم اما برای کوتاه مدت و اينکه يه کارهايي انجام بدم. هم اينجا رو داشته باشم هم اونجا رو.
 
 
: درامز رو اصلاً نمی‌تونم حذف‌اش کنم چون يه سری از موزيک‌هام لازم داره. ببين، خيلی‌ها راجع به اين موضوع گفتن. يه آدمی رو سايت‌ام پيغام داده بود که «جاز مياری، پس فردا هم کی‌بورد بيار بکنش پاپ پاپ ديگه!» گفتم آقا! چرا اینطور فکر میکنی ؟ ... می‌دونی به اين می‌گن تعصب و بدترين ويروسي‌ که تو موزيسين‌ها می‌افته. بعد هم من که از اول سبک خاصی انتخاب نکرده بودم که بگن اين از اول درامز نداشته و ... درامز می‌خواستم اما نوازندش رو پيدا نمی‌کردم. مگه اينکه تو موزيک‌هام دست ببرم يا اينکه تعداد دف رو زيادش کنم.

گپی با فرمان فتحعلیان : به من برچسب نزنید!

 
| شادی وطن پرست |
 
هفته‌ای یک مهمون که باهم بنشینیم و صحبت کنیم. هر کسی تو کافه باشه تو بحث ما شرکت می‌کنه چون زیاد تخصصی نیست. این هفته که هفته آخر سال 82 هست، فرمان فتحعلیان مهمونمون بود و ما هم ..... بودیم که با او سر یک میز نشستیم.
اول بحث با ماجراهای کنسرت فرمان که در روزهای پایانی بهمن‌ماه برگزار شد، آغاز و پیرامون مشکلات تکراری و هزینه بالای سالن‌ها ادامه پیدا کرد.
فرمان: ۶ تا اجرا که رفتم ۲ شب و خورده‌ای ميلاد شد. به جاش ميلاد شبی ۵ ميليون و ششصد تومن بود اينجا هفتصد. تازه مگه ديونه‌ام با يه آدمای مشکل‌دار کار کنم که اون برخورد رو با هومن جاويد بدبخت کردن.
‌شادی: آره، منو داشت به جای هومن می‌زد!
فرمان: تازه اسمش‌ام گذاشت که من ... ام و اينا. حال کرده با باباحيدر ...
شادی: می‌خوند باهاش.
فرمان: اونم جلوی من نشسته بود، دقيقاً جلوی سن، رديف اول دوم بود، يک دفعه ديدم سعادتی‌پور اومده ]مدیر فعلی سالن میلاد [ به هومن سقلمه زد و ...
شادی: دقيقاً هم من و هومن يک جا نشسته بوديم که اومد و گفتش که چرا وول می‌خوری و مردم رو به وجد مياری!
قراب: درصورتيکه همه اين کار و مي‌کردند. حتا ما پاشديم که همراهی کنيم، حراست همه‌رو نشوند.
فرمان: نه، ترسيدن که نتونن جمعش کنن. همشون اينجورين. مگر اينکه اون سالنی که گفتی فرهادی داره راه‌می‌ندازه بياد و... البته تيغ فرهادی‌ام خوب مي‌بره ...
اميرعلی: اقلاً شعور موسيقايي داره.
شادی: آره بابا، اون موقعی‌ام که ميلاد بود، شبی ۳ ميليون می‌گرفت، اون که رفت شد پنج و هشتصد، يعنی حدود دو برابر!
بحث مفصل و دقیقی راجع به اريکه ايرانيان يا همان مجتمع آقای فرهادی راه می‌افتد و به اوج می‌رسد.
فرمان: پس اگه اين سالن تا تابستون راه بيوفته خوبه.
شادی: آره حدود تيرماه آماده کاره اما تو که قرار نيست تو تابستون کنسرت تهران بذاری!
فرمان: چرا برای امردادماه تو سعدآباد.
قراب: کاستتون چی؟
فرمان: برای اوايل خرداد.
قراب: نام خاصی هم ...
فرمان: راز آشکار.
شادی: آقا چرا صدتا تهيه‌کننده، صدتا صدابردار و... عوض کردی؟
فرمان: صدتا نبوده يکی، نه دوتا همش.
شادی: دوتا تهيه کننده رفتن، به غير از جديده، ماهان، اما صدابردار که ...
فرمان: اوليش با فيدبک سرای... شروع شد. صدابردار خوب برای کار من علی هزارخانی بوده تا حالا که يه بار گرفته.
شادی: نه دوباره. اين آخريه با فرهنگسرای سرو. مقدس‌ام که يه بار نه بيشتر. اوه، چقدر کنسرت دادی، دارم فکرش و می‌کنم يادم می‌ياد!
فرمان: ببخشيد !!!
شادی: ميلادتم که رضا عسگرزاده بود که خوب گرفت.
فرمان: آره. فهميدی اولش چه بلايي سرمون آورد؟ دو روز به اجرا مونده امير . س(تهيه‌کننده کنسرت سالن ميلاد و مسئول و طراح سايت اول فرمان.) بردش اونجا. تا سالن رو ديده گفته من تو اينجا تاحالا صدا نگرفتم، نميام!!! خدا عمرش بده علی شکرانی(نوازنده الکتريک گيتار که در برخی از کنسرت‌ها با فرمان همراه بوده.) که رافيک رو معرفی کرد، رضا دستگاه‌هاشم از اون می‌گرفت و بعدش‌ام با هم بودن سرکار. که بدم نبود.
شادی: البته سر صدابرداری اونجا مکافاتی داشتیم. رضا نمی‌رفت جای صدابردار که ته سالن بود بشينه! رفت گوشه سن نشست! که ما می‌زديم تو سر خودمون. البته واقعاً خوب گرفت چون صدابرداری تو ميلاد کار سختیه. سالن دراز و بد فرمه ... جاهای مختلف صداهای مختلف به گوش می‌رسه و در کل به نسبت عظمتش آکوستیک نیست.
فرمان: آره. من تا به حال تو ميلاد کنسرت نداده بودم اما زياد برای کنسرت‌های مختلف اونجا رفته بودم، سر Sound Check، من ديدم رضا هی يه تيکه رو تکرار می‌کنه و مشکل حل نمی‌شه منم نمی‌فهمم رضا چی‌ ميگه. حالا همه دارن غر می‌زنن که صدای من تو مانيتور نيست و اون يکی نمی‌دونم چي و خلاصه منم تو اين وسط رفتم گوشه ديوار دقيقاً سمت چپ وقتی رو سن هستی، يه خورده بشکن زدم، ديدم إ إ إ همينم فيد‌بک می‌ده! گفتم مگه اينجا رو از اين قفسه ها ... ، جيه تو آشپزخونه می‌زنن...
قراب: کابينت؟
فرمان: آره، انگار کابینت زده باشن. فهميدم که اصلاً آکوستيک نيست اين سالن. هرکي بياد نمی‌تونه. بعد فهميدم اين تفلک چی‌مي‌گه از اون موقع تا حالا. وای وای، رديف اول، دوم، سومی‌ها داغون بودن. صداها می‌کوبيدا.
شادی: اونم اونجا که مثلاً وی‌.آی.پی! عزيزکرده‌ها و مهمونای خاص ميشينن...
قراب: توی اين کنسرتتونم برای فاميلاتون رفتن صندلی اضافه چيدن که!
فرمان: آخ آخ آخ. سر اين کنسرت که خیلی عالی بود!. من واقعاً ۵۰ تا امضا دادم به اماکن.
شادی: خوب آخه نزديک انتخابات بود ديگه. تا روز انتخابات فرمان مشغول بود...
فرمان: کنسرت همايون شجريان رو کنسل کردن و مجوز ندادن. نه اينکه ما بهتريم، نه چون مطمئن بودن تو کنسرت ما، شلوغ اونجوری نمی‌شد، مردم به وجد ميوندن ولي نه به اون معنا. کنسرت همايون شجريان رو شورای امنيت ملی نذاشت. منم از اماکن فرستادن ميدون حر!. اونجام يه آقایی بودن که گفتن هر چی پيش بياد مسئولی!، و برای همه چيز، من امضا دادم و بعد گفتن برو ما اين نامه شو فکس می‌کنيم. رفتم اماکن گفتن نامت گم شد!
قراب: گم شد؟؟؟
فرمان: سرهنگ و همه مسئول‌های اماکن اومدن بايگانی دنبال نامه من. می دونين کجا پيدا شد؟ تو پرونده پلمپ يه ويدئو کلوپ؟!
قراب: جالبه تو کنسرت شما هر چی ۲۰۶ بود، شيشه‌ش رو شيکونده بودن و ضبط‌شون هم برده بودن.
فرمان: تو کنسرت ما؟
قراب: بله. هفت تا ۲۰۶ ! که چهار تا شو خودم ديدم.
شادی: خوب، فرمان رو کن ...!
اميرعلی: توی بروشورتون بنويسن که با ۲۰۶ نياين.
فرمان: اينم مشکل نداشتن پارکينگ. ای بابا!
قراب: منزلتون نياورانِ نه؟
فرمان: نه اميرآباد.
قراب: آخه يه بار تو شهرکتاب که موزيک شما در حال پخش بود، يه خانومی با بچه اش اومد و بچه اش گفت که مامان بابای ايليا ]تنها فرزند فرمان[. خانومه مشتری ماست و خونشون نیاورونِ و گفت که همسايه شما هستن. پس نياوران نيستين؟
فرمان: مادر ايليا اونجا زندگی می‌کنه. البته از این اتفاقات زياد ميوفته. چند وقت پيشا سوار تاکسي بودم، راننده منو شناخت و گفت آره من چندوقت پيش خانومتون رو سوار کرده بودم، نشونی و روز و اينا رو داد، گفتم که خانوم من اون موقع خونه بوده، گفت که خانومی رو سوار کرده بودم، نوار شما هم پخش می‌شد، گفت که خانوم شماست و منم ازش کرايه نگرفتم.
شادی: همونيه که منم بهت گفتم؟
فرمان: نه اين يکی ديگه‌ست. خلاصه از نيلوفر پرسيدم گفت نه! خونه بودم.
شادی: منم از این چیزا شنیدم راجع به فرمان. کلاً این آدم شاهکاره! کارای عجیب می‌کنه‌، اتفاقات عجیب هم براش میوفته‌ !!!
قراب: ... موزيک شما شاده اما بيشتر درونيه.
فرمان: بله، اما همین‌ها کار رو خراب می‌کنن. من مدتي هست که دارم سعی می‌کنم اين برچسب‌هایی رو که بهم زدن رو از بين ببرم. گفتن، فرمان مأمور در بخش فرهنگيه! حالا چرا؟ چون تو ماه رمضون و ايام فاطميه کنسرت دادم! چطور من که اين امکانات رو دارم آلبومم دو سال بايد درگير مجوز باشه؟و منو سکته بدن؟
شادی: وای، يه بار من رفتم اونجا ديدم برآشفته‌ست و نيلوفر ندا رو به من داد. می‌گفت می‌خوام الان با پيت بنزين ...
فرمان: واقعاً می‌خواستم پيت بنزين رو بردارم برم اونجا بگم يا مجوزم مي‌دين يا اينکه خودم و يا شما رو آتيش می‌زنم. شادی به من گفت آخه يعنی چی مردحسابی و کلی حرف زد،و نشوند منو. آخه همه مجوزشون رو می‌گيرن اون وقت من ...! يه رندی تو اين کشاکش مجوز راه عشق به من گفت فکر نکن چون از مولا می‌خونی بايد راحت‌تر بهت مجوز بدن، ... !
قراب: دقيقاً هم همينه.
شادی: يه کم راجع به آدمايي که برات شعر می‌گن بگو...
قراب: دقيقاً من می‌خواستم بپرسم که اون شعر ما عشق تورا ... مال کيه؟
فرمان: نام اين قطعه سلطان طريقت هست. شاعرش هم شاعر شعر مقيم هست، حضرت مقدس فانی (ره) . هر شعر سوفيانه‌ای رو نمی‌شه خوند. برخی از اشعار مولانا خودش دارای موسيقی هست به همین دليلم می‌شه با اونا سماء کرد، اما قطعاتی هم هستن که انگار قراره هیچ‌وقت روشون آهنگی ساخته نشه.
شادی: البته منظور من از شعرا اونايي هستن که قبلاً ...
فرمان: آهان آهان. البته اونا واقعاً لطف دارن. حالا شعرهایی می‌دن که واقعاً قابل خوندن نيست. معر به‌جای شعر! بعد زحمت کشيدن و توقع دارن که من حتماً بخونمشون. به يکيشون روم شد بگم ولی خوب ...
شادی: راستش من از شعر ايليا که خوندیش هم خوشم نيومد. اونم تومایه‌های م...
فرمان: من تو اون برهه از زمان می‌خواستم يه کاری کنم برای اين بچه بکنم و اينو خوندم...
اميرعلی: در مصاحبه‌ای با چهلچراغ گفته بودين اگر به آلبوم آخر، راه عشق، مجوز ندن می‌رم هند و اونجا منتشرش می‌کنم.
فرمان: رفتن من به هند صددرصد هست اما به تاًخير افتاده. استوديويي در بمبئي هست که دوتا آلبومی رو در اونجا ضبط کردم. از نوازندهای خيلی خوبی هم استفاده کرده بودم و آشنا هستن. اما بسياری روی سايت قبلی‌ام پيغام‌هايي گذاشتن و باعث شدن دوباره به خودم مهلت بدم. منم در اين دو کنسرت آخرم در واقع خواستم بسنجم.خداروشکر استقبال خوب بود. قصد دارم برم اما برای کوتاه مدت و اينکه يه کارهايي انجام بدم. هم اينجا رو داشته باشم هم اونجا رو.
شادی: تو در کنسرت‌هات کارهای عجيبی هم می‌کنی، يه بار زدی تو راک ...
فرمان: راک؟ کی؟
شادی: کنسرت انديشه.
فرمان: آها، خوب آره اما راکی‌ام نبود.
شادی: منظورم سبک راک نيست. يه جورايی پررنگ‌تر بودن سازهای الکتريک و بيس و درامز. همراه با يه صدابردار راک!
فرمان: آره شايد دليلش‌ام اين بود. شهرام] شعرباف، خواننده گروه اوهام که جزو صدابرداران خوب محسوب می‌شود.[بيشتر اين سازها رو پررنگ می‌کرد.
شادی: اينو گفتم که بگم موسيقی تو هر چه دف و تبلا توش بيشتر باشه بهتره و درامز واقعاً می‌تونه نباشه. هرچند آرش مقدم بهترين درامرِ.
فرمان: درامز رو اصلاً نمی‌تونم حذف‌اش کنم چون يه سری از موزيک‌هام لازم داره. ببين، خيلی‌ها راجع به اين موضوع گفتن. يه آدمی رو سايت‌ام پيغام داده بود که «جاز مياری، پس فردا هم کی‌بورد بيار بکنش پاپ پاپ ديگه!» گفتم آقا! چرا مثل خر امام‌زاده داوود فکر مي‌کنی، که وقتی چوش می‌کنن می‌ره تا امام‌زاده داوود و برمی‌گرده و صراط مستقيم رو فقط بلده؟ می‌دونی به اين می‌گن تعصب و بدترين ويروسي‌ که تو موزيسين‌ها می‌افته. بعد هم من که از اول سبک خاصی انتخاب نکرده بودم که بگن اين از اول درامز نداشته و ... درامز می‌خواستم اما نوازندش رو پيدا نمی‌کردم. مگه اينکه تو موزيک‌هام دست ببرم يا اينکه تعداد دف رو زيادش کنم.
قراب: شما ورزش‌ام می‌کنين نه؟
فرمان: تقريباً. می‌رم که سيگار کمتر بکشم‌.
قراب: اون آقايي هم که دف می‌زنن‌ تو گروه‌تون هم با شما ميان يه جا درسته؟
فرمان: علی رحیمی. بله بله.
اميرعلی: ناراحت نميشين که مردم همه چيز شما رو مي‌دونن؟
فرمان: نه، چون من زندگی عادی‌م رو می‌کنم.
قراب: براتون جالب نيست؟
فرمان: چرا، خيلی. تو ايران ستاره شدنی وجود نداره. من رو هم چهرتاً نمی‌شناسن. رفتم کاست فروشی که مقيم رو بخرم، از فروشندش پرسيدم که فروش چه جور بوده و اینا، فوراً گفت از شرکتين؟ گفتم بله از همون بروبچه‌هام، خلاصه قضيه کشيد به صدا و خوندن و اينا، که من گفتم آره من خودم اينو خوندم، يارو يه نگا به عکس آلبوم کرد و بعدم به من و يهو گفت چرا دوروغ می‌گی‌؟ اين گيس‌هاش بلنده و خلاصه قبول نکرد.
شادی: همون موقعی که به‌خاطر صداوسيما موهات رو زدی؟!
فرمان: دقيقاً. بعد از ۱۳ سال موهامو به خاطر صدا و سيما زدم.
اميرعلی: چرا؟ برای مو؟
فرمان: آره، ممنوع‌الکار و ممنوع‌التصوير ام کرده بودن.
شادی: موهات‌ام زدی بازم که باهات خوب نشدن!
فرمان: يکی، اون زمانا به من گفت که کارت‌و درست میکنم، با صداوسیما کارکن تا بشناسن‌ت. اون زمان خانوم‌ام باردار بود، گفت شاید این روزی این بچه‌ست و خلاصه منم زدم. از اون موقع انگار مولا راضی نبود که من بخاطر روزی‌، مظهرم رو بزنم و کارمون درست که نشد هیچ، بدترم شد. این شد که دوباره گیس گذاشتم.
شادی: تو امید داری که آلبوم بعدی‌ت بزودی دربیاد؟
فرمان: خیلی زیاد.
شادی: کیی قراره ...
فرمان: شرکت خودمون که کاراش در حال اتمام، آوای مهر پارس.
شادی: چقدر ایرانی!
فرمان: بله. مخصوصاً ...
شادی: خوب. پس چرا از آرش کمانگیر، بابک، داریوش و کورش کبیر نمی‌خونی؟
فرمان: من از علی می‌خونم به عنوان یک مرد، کسی که کارهای بزرگی انجام داده. نه فقط از لحاظ مردانگی، که بزرگی روح و شخصیت هم مهمه برام. هیچکسی رو با علی نمی‌شه مقایسه کرد.
شادی: چرا تو که سالها شاگرد عثمان‌خان بودی، خودت تبلا نمی‌زنی؟
فرمان: نمی‌شه تو کنسرت این کار رو کرد چون کنترل و خوندن و ... تقریباً نا ممکن می‌شه. مگر اینکه مثل الهه شیوا چندتا دست داشته باشم!
شادی: درسته اما تو آلبوم که می‌تونی!
فرمان: دوست دارم الیاس باشه و کار کنه.
قراب: تو کنسرت هم همش هواس‌تون بهش بود و هی می‌گفتین صداشو بالا ببرن.
شادی: اون که بچه عجیب و با استعدادی هست اما باباش داره باهاش کاسبی می‌کنه.
امیرعلی: چند ساله‌شه؟
شادی: یازده دوازده.
فرمان: البته یه خبر بد گرفتم. باباش گفته دارن کاراشون رو می‌کنن برن افغانستان، برگردن.
شادی: چرا خبر بد. اونجا که بهتره. کشورشونِ. البته باباش‌ داره ازش پول در میاره مطمئن باش نمی‌مونن.
فرمان: اگه رو این بچه کار کنن و سرمایه‌گزاری، واقعاً عالیه. بیست سالش که بشه واقعاً میتونه بهترین نوازنده تبلا باشه. اگر هم برن من باید دنبال نوازنده خوب باشم.
شادی: اون‌وقت خودت می‌زنی!!! راستی از ماجراهای خودت و بابک ریاحی‌پور بگو‌ ؟!
فرمان: اینکه چرا از گروه من رفت؟ خوب، مشکل ما کاری نبود، نوازنده خیلی خوبیه‌ ، ما دچار مشکلات دوستی و شخصیتی و رفاقتی شدیم. البته لُب کلام به کسی برمی‌گرده که همه دوستان بابک رو ازش دور کرد.
شادی: یه تازه وارد ؟
فرمان: بله. البته باید بگم که بیسیست جدیدم، دارا دارایی فوق‌العاده هست و واقعاً راضی‌ام.
شادی: از سایت‌ات چه خبر که عوض‌اش کردی و اون ماجراها ...
فرمان: طبق معمول گروه پر ماجرا. امیر . س، طراح سایت من بود که بعد از اختلافات کنسرت میلاد، سایت رو بست و …
شادی: قبل از این farman music بود و جدیده که خودت گرفتی و هنوزم راه نیوفتاده، www.farmanfathalian.com هست؟
فرمان: آره که امیدوارم به زودی درست شه.
شادی: تو که تو چت‌روم‌ها می‌ری، با اسم خودت می‌ری یا مثلاً اقدس‌ملوک؟!
فرمان: نه با یک اسم همیشگی می‌رم البته نه اقدس‌ملوک، فرمان سایی.
شادی: تاحالا شده بری یه جایی و ببینی بحث تو باشه؟ یا خودت بحثی رو راه بندازی؟
فرمان: خودم نه. اما شده که دیگران راه بندازن. یه بار یکی به من گفت، یه کسی با آی‌دی من یه روم درست کرده و به طرف‌دارانم گفته بیاین اونجا، منم رفتم و دیدم که خیلی قشنگ تاک رو گرفته دستش و مشغوله و اطلاعات دقیقی هم می‌داد. منم وسط بحث‌هاش بود که گفتم می‌تونم تاک رو بگیرم، اونم گفت بله و مرسی آی‌دی‌ات هم شبیه منه و خلاصه ازش پرسیدم که تاریخ کنسرت تالار اندیشه کِی بود و بیز کار چی اجرا شد!؟ اینو که گفتم شک کرد، خلاصه جوابم رو غلط داد و منم اونجا اعلام کردم که آقا کلاه‌برداره و داستان‌هایی. بعد از اون، این قرارها رو خودم گذاشتم. گفتم اگه اطلاعات غلط بدن یا چرت و پرت بگن از طرف من، آدم‌ها فریک می‌خورن. اما من تمام تلاشم رو می‌کنم که سایت‌ام زودتر راه بیوفته اونوقت از این مشکلات کمتره.
بحث جدی راجع به سایت و طراحی و خلاقیت پیش اومد و بحث رو ول می‌کردی هنوز هم ادامه داشت. قهوه خوردن با فرمان که خیلی راحت صحبت می‌کنه بسیار جالب بود، هر چند نوشتن این صحبت‌ها و حذف بخش‌هایی بسیار مشکل بود.
 
On Click