|
|
|
|
|
اصولا انسان به کافه میره برای گپ زدن ، یک سری از دوستان به کافه پارس میان و با هم شروع به گپ زدن میکنیم و این گپ ها چون حرفایی داره که فکر میکنیم میتونه جالب باشه برای بقیه هم میزاریم که بخونن ... خیلی از گپ ها رو هم فکر میکنیم جالب نیست نمیزاریم روی سایت ... والا ... |
|
|
|
 |
|
[ قسمت دوم گپ محمدرضا هدا... ] |
|
حميد: من حالا به عنوانِ كسي كه ، پشت صحنه، از پاورچين تا حالا با بچه ها بودم ، مي خوام راجع به بازيِ سيامكُ ، محمد رضا، حالا هادي تو اين كار واقعاً وارد شده ، من حالا قبلا به خودِ سيامك هم گفتم..
هادي: من پاورچين هم بودم ديگه
حميد: نه خوب حالا كم بودي ..
هادي: نه، من اونجا خيلي زياد، 8 قسمت بازي كردم
سيامك: بايد صحبت كني ديگه
اميرعلي:8 قسمت بازي كردي؟
هادي: حسام دووبرره6 قسمت شد، 2 تا هم ...
حم
|
| ● ادامه مطلب ● |
|
|
|
|
 |
|
[ طنز ، شوخی کلامی ، فوتبال ... ] |
امير علی :سايت ما رو ديدين اصلا؟
مهراب :من اون اولش كه كارت رو از شما گرفتم رفتم ديدم.ولي از اون موقع ... چيزه! ... ،من مسافرت بودم و چيز بود ديگه ... الآنم تلفنمون قطعه !!!
شقايق :پولشو نداديم ،يه طرفه شده
محسن :خوب قرض ميگرفتين ... |
|
|
| ● ادامه مطلب ● |
|
|
|
|
 |
|
[ صدای بلند موسیقی کلاسیک د ... ] |
- قدیما ، از اون موقعی که یادمه ... چهارشنبه سوری فضایی لطیف و پر از آرامش و خوشی داشت . یه جورایی خیلی وابسته به سنت بود، که الآن دیگه اونطور نیست و حال خوبش این بود که قدیما مردم توی خونه ها جمع می شدن و دور هم شام می خوردن ... بوته بود ا ... |
|
|
| ● ادامه مطلب ● |
|
|
|
|
|